سفارش تبلیغ
ساعت مچی smart
کلبه دل



کلبه دل

 


                                             


                                   بدون شرح


 



نویسنده » تنها . ساعت 3:21 عصر روز یکشنبه 30 بهمن 90


یادمان باشداگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هربی سرو پایی نکنیم........



نویسنده » تنها . ساعت 3:24 عصر روز دوشنبه 28 شهریور 90


«آینه»بعضی از ادم ها از یک آینه هم کمتر هستند...می پرسید چرا؟


خوب از خودتون بپرسید که تا به حال چندباردروغ گفتید؟با خودتون رو راست باشید خودتون رو که نمی توانید گول بزنیدحداقل  یک یا دوتا خیلی


کوچولو گفته اید اما آینه  هیچ وقت دروغ نگفته هیشه شما را همانگونه که بوده اید نشان داده است ،اگر چشمانتان زیبا بوده همانگونه


نشان داده است، اگرابرو هایتان زشت بوده همانگونه نشان داده است ...


«او»با اینکه می داندعمری طولانی ندارد ولی  هیچ وقت امیدش راازدست نمی دهد ومانند  بعضی ازادم ها انگیزه ی زندگی و زنده بودن را از


دست نمی دهد.


ازاینکه هر روز فقط یک چهره ی تکراری به او نگاه کند خسته نمی شود.


«او»همیشه چهره ی  ناراحت شما را که گاهی درمقابلش  می ایستیدو  حرف می زنید را  تحمل می کند  چون مطمئن است که روزی


چهره ی زیبایی خواهید گرفت وخبری هم ازگله و گزارش نیست..اما بعضی از انسان ها وقتی مشکلاتی دارند با خدا  دعوا می کنندو


از او و دنیایش گله و گزارش می کنند پس بهتره که با توکل به خدا مشکلاتشان را حل کنند چون مشکلات  تمام می شوند پس چه بهتره


شیرین تمام شوند  نه به تلخی .اما آینه برعکس ادم ها  کاری را می کنه که  راحت تره یعنی بی دردسر تره  ...اما انسان ها کاری


را که بایداول کنندآخر می کنند.خوب ،توصیه می شود که:وقتی عصبانی هستید سریع  آینه هایتان رانشکنید تا خودتان ارامش پیداکنید..اولا:چون این  خود خواهیه


سال ها این آینه ها از خود گذشته اند و حاضر شده اند مدام در گوشه ای بنشینند  تا شما  خودتان را نگاه کنید چطور می توانید کسی را که یه


 عمر شما را به یادخودتون آورده بشکنید؟دوما:مطمئن باشید که اگر هم او را بشکنید  باز هم می توانید در تکه های شکسته اش باز به خو بنگرید


خیلی دوست دارم بدونم که و قتی در تکه های اون  به خو می نگرید به چی می اندیشید؟ 


آیا شما برنده شده اید یا آینه؟باید فکر کرد


 


 



نویسنده » تنها . ساعت 6:45 عصر روز یکشنبه 2 مرداد 90


خوش حال و شاد دارم کوچه های قلبم راچراغانی می کنم،پس کوچه هارا آب و جارو می کنم،ای کاش آقاجون توهمین روز تولدت بیایی


ومجلست را زیبا تر کنی،دلم برای جمکرانت پرمی زنه  ای کاش بتونم بیام.آقاجون دلم می خوادوقتی که می ایی هم چی رو به را ه باشه :


مردم مهربان شده باشند وچیزهایی که می تواند قلب انسان را سیاه کند ازبین رفته باشند وهمه چیز بدون درگیری و جنگ تمام شود.


آقا همه از این وضعیت خسته شده اند حتی انهایی که شمارا قبول نداشتند الان منتظرتون اند ...اقاجون خیلی دوستون دارم  و


پیشا پیش تولدتون را تبریک می گویم....وهمچنان  چشم براهم.


  


اقاجونم شعری را که از خود سروده ام تقدیم قلب مهربانتون می کنم .نام(موعود دلها)


کشتن فاصله ها تولد دوبارمه/بوسیدن خاک جمکران آرامش  خیالمه/آرزوی  دیدن شماچندسالیه تو خوابمه/رازونیاز نیاز تواین شبها برام مثل دوائیه...


 


دعاکنیم :


یارب فرج اما مارا برسان،آن صاحب انتقام مارا برسان/گرنرسانی او را برحضرت او سلام مارا برسان.


 


 



نویسنده » تنها . ساعت 5:3 عصر روز سه شنبه 21 تیر 90


کلمه ی عشق یک جادوی قدرتمند است که کمترکسانی هستند که عاشق نشوند ،درجهان عاشق شدن اسان است اماپایدارماندن به


ان سخت است ،هرحرف کلمه ی عشق معنایی دارد مثلا: ع به معنای عادت، ش به معنای شهامت و ق به معنای قادربودن برای انجام


هرکاری .وقتی عاشق می شوی اول بهش عادت می کنی وقتی نباشه  احساس حقارت می کنی (البته عشق های واقعی)بعدا


انقدرشهامت پیدامی کنی که بهش بگی دوستش داری  وبعد می گویی که قادر هستید که هرکاری که بخواهد برایش انجام می دهی.


واین 3 حرف درکنار هم کلمه ی عشق را به وجود می اورند .


وعشق....



نویسنده » تنها . ساعت 3:51 عصر روز پنج شنبه 29 اردیبهشت 90


کاش می شد زندگی را از سرگرفت ،کاش می شد حرف های بی معنای گذشته را که باعث رنجش دیگران شده بود به حرف های خوب تبدیل می شد ای کاش زندگی دوباره زنده می شدوادم های خواب را بیدار می کرد وان هایی که براثر سراشیبی های زندگی زخمی بودند رایاری می کرد،کاش می شد برگردم به ان زمانی که 5 سالم بود ،توی خیالم از بقالی سرکوچه سبزی می خربدم ،همیشه می خندیدم و شاد بودم ،برای اینده حرص نمی خوردم و شرمنده ی گذشته نبودم ،همه ی دنیام بود مادرم و پدرم و و هم بازی های کوچکم ،خاله بازی های قشنگ داشتن چیزهایی مثل:امیدوانگیزه گریه فقط برای بستنی  اما حالا زندگی ها سخت شده محبت بین مردم کشته شده ،این مردم مرده پرست حال من و بهم می زنند وقتی توی اوج تنهاییم  فکر می کنم با خودم می گویم که اگه الان مرده بودم حتما خیلی ها پیشم بودند.چقدرازخودم واین جماعت بیزارم ،ازکسانی که می گویند "دوستت دارم"امادرنگاه شون چیز دیگری است .خدای من ،من برای روز قیامتت حاضرم  ولی حاضر به تحمل این دنیا نیستم .هرچقدرهم که گناه کار باشم اما برای روز حسابت حاضرم(خدایا جدی نگیر).حداقل اقارابفرست شاید این دنیا کمی قابل تحمل شود ،اگراقابیاد ....نمی دانم چه می شود؟بعضی ها می گویند دنیا گلستان می شود اما من می گویم انسان ها تبدیل به ادم می شوند.


من هیچ چیز نمی دانم و نخواهم دانست .


 


 


به امید ظهورش   


 



نویسنده » تنها . ساعت 4:19 عصر روز چهارشنبه 28 اردیبهشت 90